Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر غم که ز عشق یار می‌بینم
۲
از گردش روزگار می‌بینم
۳
بیداد فلک از آنکه دی بودست
۴
امروز یکی هزار می‌بینم
۵
تا شاخ زمانه کی گلی زاید
۶
اکنون همه زخم خار می‌بینم
۷
دربند دمی که بی‌غمی باشم
۸
بنگر که چه انتظار می‌بینم
۹
در هر دل دوستی بنامیزد
۱۰
صد دشمن آشکار می‌بینم
۱۱
آن می‌بینم که کس نمی‌بیند
۱۲
آری نه به اختیار می‌بینم
۱۳
با دست زمانه در جهان حقا
۱۴
گر پای کس استوار می‌بینم
۱۵
گردون نه شمار با یکی دارد
۱۶
نام همه در شمار می‌بینم
۱۷
با دهر مساز انوری کاری
۱۸
کین کار نه پایدار می‌بینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.