غزل شمارهٔ ۲۲۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل را به غمت نیاز میبینم
۲
کارت همه کبر و ناز میبینم
۳
وان جامه که دی وصل ما بودی
۴
اکنون نه بر آن طراز میبینم
۵
صد گونه زیان همی پدید آید
۶
سرمایهٔ دل چو باز میبینم
۷
آنرا که فلک همی کند نازش
۸
او را به تو هم نیاز میبینم
۹
هین چند که زلف گردهٔ تو
۱۰
بر دست غمت دراز میبینم