Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سهل می‌گیرم چو با ما کرده‌ای
۲
گرچه می‌گیرم که عمدا کرده‌ای
۳
من خود از سودای تو سرگشته‌ام
۴
هر زمان با من چه صفرا کرده‌ای
۵
کشتی صبرم شکسته از غمت
۶
چشمم از خونابه دریا کرده‌ای
۷
جان نخواهم برد امروز از تو من
۸
وصل را چون وعده فردا کرده‌ای
۹
ناز دیگر می‌کنی هر ساعتی
۱۰
شادباش احسنت زیبا کرده‌ای
۱۱
روی خوبت را بسی پشتی ز موست
۱۲
این دلیریها از آنجا کرده‌ای
۱۳
انوری چون در سر کار تو شد
۱۴
بر سر خلقش چه رسوا کرده‌ای

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.