غزل شمارهٔ ۲۶۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
تا که دستم زیر سنگ آوردهای
۲
راستی را روز من شب کردهای
۳
از غم عشق تو دل خون میخورد
۴
وای آن مسکین که با او خوردهای
۵
یک به ریشم کم کن از آهنگ جور
۶
گرنه با ایام در یک پردهای
۷
دل همی دزدی و منکر میشوی
۸
بازیی نیکو به کو آوردهای
۹
با چنین دست اندرین بازی مگر
۱۰
سالها این نوع می پروردهای
۱۱
انوری دم درکش و تسلیم کن
۱۲
کین ستم بر خویشتن خود کردهای