غزل شمارهٔ ۲۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دامن اندر پای صبر آوردهای
۲
پس به بیداد آستین برکردهای
۳
هر زمان گویی چه خوردم زان تو
۴
بیش از این چبود که خونم خوردهای
۵
یک به دستم کم کن از آهنگ جور
۶
گرنه با ایام در یک پردهای
۷
خون همی ریزی و فارغ میروی
۸
بازیی نیکو به کو آوردهای
۹
باری از خون منت گر چاره نیست
۱۰
هم تو کش چون هم توام پروردهای
۱۱
انوری خود کرده را تدبیر چیست
۱۲
زهرخند و خونگری خود کردهای