Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر جان و دل به دست غم تو ندادمی
۲
پای نشاط بر سر گردون نهادمی
۳
گر بیم زلف پر خم تو نیستی مرا
۴
این کارهای بستهٔ خود برگشادمی
۵
ور بر سرم نبشته نبودی قضای تو
۶
شهری پر از بتان به تو چون اوفتادمی
۷
واکنون چه اوفتاد دل اندر بلای تو
۸
ای کاش ساعتی به جمال تو شادمی
۹
گر بی‌تو خواست بود مرا عمر کاجکی
۱۰
هرگز نبودمی و ز مادر نزادمی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.