Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر من اندر عشق جز درد یاری دارمی
۲
هر زمانی تازه با وصل تو کاری دارمی
۳
ور نکردی خوار تیمار توام در چشم خلق
۴
وز غم و تیمار تو تیمارداری دارمی
۵
هم ز باغ وصل تو روزی گلی می‌چیدمی
۶
گرنه هردم از فلک بر دیده خاری دارمی
۷
نیستی فریاد من چندین ز جور روزگار
۸
گر چو دیگر مردمان خوش روزگاری دارمی
۹
نالهٔ من هر شبی کم باشدی از آسمان
۱۰
در غمت گر جز کواکب غمگساری دارمی
۱۱
چون نمی‌گیرد قراری کار من با وصل تو
۱۲
کاشکی چون عاقلان باری قرار دارمی
۱۳
روزم از عشقت چو شب تاریک بگذشتی اگر
۱۴
جز لقب از نور رویت یادگاری دارمی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.