غزل شمارهٔ ۳۰۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آگه نهای ز حالم ای جان و زندگانی
۲
دردا که در فراقت میبگذرد جوانی
۳
عمری همی گذارم روزی همی شمارم
۴
روزی چنان که آید عمری چنانک دانی
۵
هرگز ز من ندیدی یک روز بیوفایی
۶
هرگز ز تو ندیدم یک روز مهربانی
۷
در کار من نظر کن بر حال من ببخشای
۸
تا چند بیوفایی تا کی ز بدگمانی
۹
ای یار ناموافق رنجیست بینهایت
۱۰
وی بخت نامساعد کاریست آسمانی