غزل شمارهٔ ۳۰۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بنامیزد به چشم من چنانی
۲
که نیکوتر ز ماه آسمانی
۳
اگر چون دیده ودل بودیم دی
۴
بیا کامروز چون جان جهانی
۵
به یک دل وصلت ارزانم برآمد
۶
چه میگویم به صد جان رایگانی
۷
اگر با من نیی بیتو نیم من
۸
عجب هم در میان هم بر کرانی
۹
خیالت رنجه گردد گه گه آخر
۱۰
تو نیز این ماهگر خواهی توانی
۱۱
ترا بر من به دل باشد که یارم
۱۲
مرا از تو گذر نبود که جانی
۱۳
من از تو روی برگشتن ندانم
۱۴
تو گر برگردی از من آن تو دانی