غزل شمارهٔ ۳۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از من ای جان روی پنهان میکنی
۲
تا جهان بر من چو زندان میکنی
۳
آشکارا گشت رازم تا ز من
۴
خندهٔ دزدیده پنهان میکنی
۵
خون دلهای عزیزان ریختن
۶
گرچه دشوارست آسان میکنی
۷
زهره کی دارد به کردن هیچکس
۸
آنچه تو از مکر و دستان میکنی
۹
هرچه ممکن گردد از جور و جفا
۱۰
با دل مسکین من آن میکنی