حکایت
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساده ترکی ز ده به شهر آمد
۲
پیش شیخی تمام بهر آمد
۳
سفرهای چرب دید و حلقهٔ ذکر
۴
در میان جست ترکمان بیفکر
۵
خود مگو تا چگونه گوید و چند
۶
به سه شب مغز خویشتن برکند
۷
روز چارم چو آش دیر آمد
۸
روستایی ز خرقه سیر آمد
۹
گرچه تکرار ذکر گرمش کرد
۱۰
نتوانست شیخ نرمش کرد
۱۱
خام بود آن مرید و بیرون جست
۱۲
راه صحرا گرفت و شیخ برست
۱۳
تا بدانی که اندرین بازار
۱۴
نتوان داد هر کسی را بار
۱۵
دل بیعلم را نباشد راه
۱۶
بدر لا اله الا الله