خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا
۲
کشته افعی تو در حلقه فسون سازانرا
۳
جان ز دست تو ندانم به چه بازی ببرم
۴
پشه آن نیست که بازیچه دهد بازانرا
۵
دل چو دادم بتو عقلم ز کجا خواهد ماند
۶
مال کی جمع شود خانه براندازانرا
۷
عندلیبان سحر خوان چو در آواز آیند
۸
می بیارید و بخوانید خوش آوازانرا
۹
پای کوپان چو در آیند بدست افشانی
۱۰
دست گیرند بیک جرعه سراندازانرا
۱۱
زیردستان که ندارند به جز باد بدست
۱۲
هر نفس در قدم افتند سرافرازانرا
۱۳
با تو خواجو چه شد ار زانکه نظر می‌بازد
۱۴
دیده نتوان که بدوزند نظر بازان را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.