خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا
۲
بفرما تا فرو روبم به مژگان خاک میدانرا
۳
مکن عیب تهی دستان که در بازار سرمستان
۴
گدا باشد که بفروشد بجامی ملک سلطانرا
۵
چرا از کعبه برگردم که گر خاری بود در ره
۶
برآرم آه و در یکدم بسوزانم مغیلانرا
۷
اگرهمچون خضر خواهی که دایم زنده‌دل باشی
۸
روان در پای جانان ریز اگر دستت دهد جانرا
۹
بفردوسم مکن دعوت که بی آن حور مه پیکر
۱۰
کسی کو آدمی باشد نخواهد باغ رضوانرا
۱۱
ببوی لعل میگونش بظلماتی در افتادم
۱۲
که گر میرم ز استسقا نجویم آب حیوانرا
۱۳
چمن پیرا اگر چشمش برآنسرو دوان افتد
۱۴
دگر بر چشمه ننشاند ز خجلت سرو بستانرا
۱۵
مگر باد سحرگاهی هواداری کند ور نی
۱۶
نسیم یوسف مصری که آرد پیر کنعانرا
۱۷
چو مستان حرم خواجو جمال کعبه یاد آرد
۱۸
ز آب چشم خون‌افشان کند دریا بیابانرا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.