غزل شمارهٔ ۴۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ساقی سیمبر بیار شراب
۲
مطرب خوش نوا بساز رباب
۳
مست عشقیم عیب ما مکنید
۴
فاتقوا الله یا اولی الالباب
۵
عقل چون دید اهل میکده را
۶
گفت طوبی لهم و حسن مب
۷
بی گل روی او چرا یکدم
۸
نشود چشم من تهی ز گلاب
۹
همچو خالش که دید در بستان
۱۰
باغبانی نشسته بر سر آب
۱۱
چشم او جز بخواب نتوان دید
۱۲
گر چه بی او خیال باشد خواب
۱۳
لب و گفتار و زلف و عارض اوست
۱۴
باده و شکر و شب و مهتاب
۱۵
همچو چشمش کسی نشان ندهد
۱۶
جادوئی مست خفته در محراب
۱۷
در غریبی شکسته شد خواجو
۱۸
آن غریب شکسته را دریاب