غزل شمارهٔ ۱۳۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست
۲
سخن اهل حقیقت ز زبانی دگرست
۳
خیمه از دایرهٔ کون و مکان بیرون زن
۴
زانکه بالاتر ازین هر دو مکانی دگرست
۵
در چمن هست بسی لاله سیراب ولی
۶
ترک مه روی من از خانهٔ خانی دگرست
۷
راستی راز لطافت چو روان میگردی
۸
گوئیا سرو روان تو روانی دگرست
۹
عاشقان را نبود نام و نشانی پیدا
۱۰
زانکه این طایفه را نام و نشانی دگرست
۱۱
یک زمانم بخدا بخش و ملامت کم گوی
۱۲
کاین جگر سوخته موقوف زمانی دگرست
۱۳
تو نه مرد قدح و درد مغانی خواجو
۱۴
خون دل نوش که آن لعل زکانی دگرست