Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست
۲
چشمم از عکس جمالش لاله زاری دیگرست
۳
از میان جان من هرگز نمی‌گیرد کنار
۴
گر چه هر ساعت میانش در کناری دیگرست
۵
تا لب میگون او در داد جان را جام می
۶
چشم مست نیم‌خوابش را خماری دیگرست
۷
عاشقانرا با طریق زهد و تقوی کار نیست
۸
زاهدی در مذهب عشاق کاری دیگرست
۹
ایکه در حسن و لطافت در جهانت یار نیست
۱۰
تا نپنداری که ما را جز تو یاری دیگرست
۱۱
زلف مشکینت چرا آشفته شد چون کار من
۱۲
یا ترا کاریست کو آشفته کاری دیگرست
۱۳
بارها گفتم که دل برگیرم از مهرت ولیک
۱۴
بار عشقت بر دلم این بار باری دیگرست
۱۵
گرچه چین پیوسته در ابروی مشکینت خطاست
۱۶
در خم زلف تو هر چین زنگباری دیگرست
۱۷
شیرمردانرا اگر آهو شکارست این عجب
۱۸
کاهوی چشم ترا هر دم شکاری دیگرست
۱۹
از جهان خواجو طریق عاشقی کرد اختیار
۲۰
بختیار آنکس که او را اختیاری دیگرست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.