Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست
۲
خط عنبرینت سیاهی خوشست
۳
شب گیسویت هست سالی دراز
۴
ولی روز روی تو ماهی خوشست
۵
از آن چین زلف تو شد جای دل
۶
که هندوستان جایگاهی خوشست
۷
اگر نیست ضعفی در آن چشم مست
۸
چرا گاه بیمار و گاهی خوشست
۹
از آن مه بروی تو آرد پناه
۱۰
که روی تو پشت و پناهی خوشست
۱۱
صبوحی گناهست در پای سرو
۱۲
ولی راستی را گناهی خوشست
۱۳
اگر چه ره عقل و دین می‌زنی
۱۴
بزن مطرب این ره که راهی خوشست
۱۵
گرت اسب بر سر دواند رواست
۱۶
بنه پیش او رخ که شاهی خوشست
۱۷
بچشم کرم سوی خواجو نگر
۱۸
که در چشم مستت نگاهی خوشست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.