غزل شمارهٔ ۱۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رخت خورشید را یات جمالست
۲
خطت تفسیر آیات کمالست
۳
هلال ارزانکه هر مه بدر گردد
۴
چرا پیوسته ابرویت هلالست
۵
خیالت بسکه میآید بچشمم
۶
اگر خوابم بچشم آید خیالست
۷
چو داند حال او کز تشنگی مرد
۸
کسی کو برلب آب زلالست
۹
بگو ای باغبان با باد شبگیر
۱۰
که بلبل در قفس بی پر و بالست
۱۱
نسیم نافه یا بوی عبیرست
۱۲
شمیم روضه یا باد شمالست
۱۳
مقیم ار بنگری در عالم جان
۱۴
میان لیلی و مجنون وصالست
۱۵
اگر در عالم صورت فراقست
۱۶
بمعنی با تو ما را اتصالست
۱۷
چرا وصل تو برخواجو حرامست
۱۸
نه آخر خون مسکینان حلالست