Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
۲
بده صبری درین کارم که کار از دست بیرون شد
۳
نگارین دست من بگرفت و از دست نگارینش
۴
دلم خون گشت و زین دستم نگار از دست بیرون شد
۵
شکنج افعی زلفش که با من مهره می‌بازد
۶
بریزم مهره مهر ار چه ما را ز دست بیرون شد
۷
من آنگه بختیار آیم که یارم بختیار آید
۸
ولی از بخت یاری کو چو یار از دست بیرون شد
۹
صبا گو باد می پیما و سوسن گو زبان می‌کش
۱۰
که بلبل را ز عشق گل قرار از دست بیرون شد
۱۱
مگر مرغ سحر خوانرا هم آوازی بدست آید
۱۲
که چون بادش بصد دستان بهار از دست بیرون شد
۱۳
می اکنون در قدح ریزم که خواجو می پرست آمد
۱۴
گل این ساعت بدست آرم که خار از دست بیرون شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.