زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
۲
نوای زیر و بم از جان مرغ زار برآید
۳
بیار ای بت ساقی می مروق باقی
۴
که کام جان من از جام خوشگوار برآید
۵
چو در خیال من آید لب چو دانه نارت
۶
ببوستان روانم درخت نار برآید
۷
خط تو چون بخطا ملک نیمروز بگیرد
۸
خروش ولوله از خیل زنگبار برآید
۹
برآید از نفسم بوی مشک اگر بزبانم
۱۰
حدیث آن گره زلف مشکبار برآید
۱۱
چو هندوان رسن باز هردم این دل ریشم
۱۲
بدان کمند گرهگیر تابدار برآید
۱۳
بود که کام من خسته دل برآید اگر چه
۱۴
بروزگار مرادی ز روزگار برآید
۱۵
ببخت شور من بینوا ز گلبن ایام
۱۶
اگر گلی بدمد صد هزار خار برآید
۱۷
دعا و زاری خواجو و آه نیم شبانش
۱۸
اگر نه کارگر آید چگونه کار برآید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.