زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید
۲
بشنو آخر که ز بلقیس چها می‌گوید
۳
خبر چشمهٔ حیوان بخضر می‌آرد
۴
قصهٔ حضرت سلطان بگدا می‌گوید
۵
پرتو مهر درخشان بسها می‌بخشد
۶
سخن سرو خرامان بگیا می‌گوید
۷
با دل خستهٔ یکتای من سودائی
۸
حال آن زلف پریشان دوتا می‌گوید
۹
دلم از دیده کند ناله که هردم بچه روی
۱۰
یک به یک قصهٔ ما را همه جا می‌گوید
۱۱
حال گیسوی تو از باد صبا می‌پرسم
۱۲
گر چه بادست حدیثی که صبا می‌گوید
۱۳
مشک با چین سر زلف تو از خوش نفسی
۱۴
هر چه گوید مشنو زانکه خطا می‌گوید
۱۵
ابروی شوخ تودر گوش دلم پیوسته
۱۶
حال زلف تو پراکنده چرا می‌گوید
۱۷
ترک دشنام ده این لحظه که مسکین خواجو
۱۸
از درت می‌برد ابرام و دعا می‌گوید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.