زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
۲
بادهٔ پخته بدین سوختهٔ خام دهید
۳
چون من از جام می و میکده بدنام شدم
۴
قدحی می بمن می کش بدنام دهید
۵
تا بدوشم ز خرابات به میخانه برند
۶
سوی رندان در میکده پیغام دهید
۷
گر چه ره در حرم خاص نباشد ما را
۸
یک ره ای خاصگیان بار من عام دهید
۹
با شما درد من خسته چو پیوسته دعاست
۱۰
تا چه کردم که مرا اینهمه دشنام دهید
۱۱
در چنین وقت که بیگانه کسی حاضر نیست
۱۲
قدحی باده بدان سرو گلندام دهید
۱۳
چو از این پسته و بادام ندیدم کامی
۱۴
کام جان من از آن پسته و بادام دهید
۱۵
تا دل ریش من آرام بگیرد نفسی
۱۶
آخرم مژده‌ئی از وصل دلارام دهید
۱۷
چهرهٔ ازرق خواجو چو ز می خمری شد
۱۸
جامه از وی بستانید و بدو جام دهید

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.