غزل شمارهٔ ۵۱۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
۲
سرو قباپوش و آفتاب جهانگیر
۳
چهرهٔ خوب تو رشک لعبت نوشاد
۴
نرگس مستت بلای جادوی کشمیر
۵
نقش جمالت نگارخانهٔ مانی
۶
خط سیاه تو روزنامهٔ تقدیر
۷
ترک پری روی من ندانمت امروز
۸
خاطر صحراست یا عزیمت نخجیر
۹
خط کله برشکن گلاله برافشان
۱۰
بند قبا برگشای و جام طرب گیر
۱۱
از در خویشم مران که از خم گیسو
۱۲
حلق دلم بستهئی بحلقهٔ زنجیر
۱۳
درد و غمم چون ز پا فکند چه درمان
۱۴
کار دلم چون ز دست رفت چه تدبیر
۱۵
کشتن عشاق را چه حاجت شمشیر
۱۶
قصهٔ مشتاق را چه حاجت تقریر
۱۷
فصل بهاران نه ممکنست خموشی
۱۸
بلبل شب خیز را ز نالهٔ شبگیر
۱۹
هر که فرو خواند عشق نامهٔ خواجو
۲۰
کرد پر از خون دیده طی طوامیر
