زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
۲
جان چه باشد دو جهان در ره جانان درباز
۳
مرد این راه نئی ورنه چو مردان رهش
۴
پای ننهاده از اول سر و سامان درباز
۵
در ره جان جهان جان و جهان باخته‌اند
۶
تو اگر اهل دلی دل چه بود جان درباز
۷
تا ترا دیو و پری جمله مسخر گردد
۸
گر کم از مور نئی ملک سلیمان درباز
۹
دعوی زهد کنی دردی خمار بنوش
۱۰
دین و دنیا طلبی عالم ایمان درباز
۱۱
درد را چاشنیی هست که درمان را نیست
۱۲
گر تو آن می‌طلبی مایهٔ درمان درباز
۱۳
تا سلاطین جهان جمله گدای تو شوند
۱۴
چون گدایان درش ملکت سلطان درباز
۱۵
با لب و خال وی ار عمر خضر می‌خواهی
۱۶
ترک ظلمت کن و سرچشمهٔ حیوان درباز
۱۷
تا بچوگان سعادت ببری گوی مراد
۱۸
گوی دل در خم آن زلف چو چوگان درباز
۱۹
سر میدان محبت بودت ملک وجود
۲۰
اگرت دست دهد بر سر میدان درباز
۲۱
خواجو ار لقمه‌ئی از سفرهٔ لقمان طلبی
۲۲
ملک یونان ز پی حکمت یونان درباز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.