زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بستیم دل در آن سر زلف دراز باز
۲
گشتیم صید آن صنم دلنواز باز
۳
مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق
۴
همچون تذرو گشت گرفتار باز باز
۵
با ما اساس عربده و کین نهاده است
۶
آن چشم مست تیغ کش ترکتاز باز
۷
فلفل فکنده است برآتش بنام ما
۸
آن خال هندوئی سیه مهره باز باز
۹
اکنون که در کشاکش زلفت فتاده‌ایم
۱۰
ما و کمند عشق و شبان دراز باز
۱۱
مجنون دلش بحلقهٔ زنجیر می‌کشد
۱۲
دارد مگر بطره لیلی نیاز باز
۱۳
با دوستان ز بهر چه در بسته‌ئی زبان
۱۴
باز آی و برگشای سر درج راز باز
۱۵
با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود
۱۶
ما را بسوخت مطربهٔ پرده‌ساز باز
۱۷
خواجو دگر بدام غمت پای بند شد
۱۸
محمود گشت فتنه روی ایاز باز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.