زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرو را پای به گل می‌رود از رفتارش
۲
واب شیرین ز عقیق لب شکر بارش
۳
راهب دیر که خورشید پرستش خوانند
۴
نیست جز حلقهٔ گیسوی بتم ز نارش
۵
هر کرا عقل درین راه مربی باشد
۶
لاجرم در حرم عشق نباشد بارش
۷
قرص خورشید ز روی تو به جائی ماند
۸
ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش
۹
سر زلف تو ندانم چه سیه کاری کرد
۱۰
که بدینگونه تو در پای فکندی کارش
۱۱
دلم از زلف تو چون یک سر مو خالی نیست
۱۲
همچو آن سنبل شوریده فرو مگذارش
۱۳
یادگار من دلخسته مسکین با تو
۱۴
آن دل شیفته حالست نکو میدارش
۱۵
باغبانرا چه تفاوت کند ار بلبل مست
۱۶
بسراید سحری برطرف گلزارش
۱۷
گوش کن نغمه خواجو که شکر می‌شکند
۱۸
طوطی منطق شیرین شکر گفتارش

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.