زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
۲
گلستان رخت خندیده برگل
۳
رسانده خط بیاقوت تو ریحان
۴
کشیده سر ز کافور تو سنبل
۵
عروسی را که او صاحب جمالست
۶
چه دریابد گرش نبود تحمل
۷
چو ریش خستگانرا مرهم از تست
۸
مکن در کار مسکینان تغافل
۹
اگر گل را نباشد برگ پیوند
۱۰
چه سود از نالهٔ شبگیر بلبل
۱۱
بجانت کانکه برجان دارم از غم
۱۲
نباشد کوه سنگین را تحمل
۱۳
اگر عمر منی ایشب برو زود
۱۴
وگر جزو منی ای غم برو کل
۱۵
چو از زلفش بدین روز اوفتادم
۱۶
تو نیز ای شب مکن بر من تطاول
۱۷
خوشا آن بزم روحانی که هر دم
۱۸
کند مستی ببادامش تنقل
۱۹
منه عود ای بت خوش نغمه از چنگ
۲۰
که ساغر بانگ می‌دارد که غلغل
۲۱
بزن مطرب که مستان صبوحی
۲۲
ز می مستند و خواجو از تامل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.