زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب رحیل ز افغان خستگان مراحل
۲
مجال خواب نیابند ساکنان محامل
۳
مکش زمام شتر ساربان که دلشدگان را
۴
کشیده است سر زلف دلبران بسلاسل
۵
سرشک دیده که می‌رانم از پی تو مرانش
۶
چرا که شرط کریمان بود اجابت سائل
۷
تنم مقیم مقامست و جان بمرحله عازم
۸
سرم ملازم بالین و دل بقافله مائل
۹
به خامه هر که نویسد فراق نامهٔ ما را
۱۰
عجب که آتش نی در نیفتدش با نامل
۱۱
نسیم روضهٔ خلدست یا شمیم احبا
۱۲
شعاع نور جبینست یا فروغ مشاعل
۱۳
بسا که در غم عشق تو ابن مقلهٔ چشمم
۱۴
نوشت بر ورق زر بسیم ناب رسائل
۱۵
سرم بنعل سمندت متوجست و تو فارغ
۱۶
دلم ببند کمندت مقیدست و تو غافل
۱۷
اگرنه با تو نشینم مرا ز عشق چه باقی
۱۸
وگرنه روی تو بینم مرا ز دیده چه حاصل
۱۹
زبان خامه قلم گشت در بیان جدائی
۲۰
نرفت قصه بپایان و رفت عمر بباطل
۲۱
سزد که دست بشویند از آب چشم تو خواجو
۲۲
که هست آتش دل غالب و سرشک تو نازل

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.