زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
۲
تا شدم بنده‌ات آزاد ز سرو چمنم
۳
منکه در صبح ازل نوبت مهرت زده‌ام
۴
تا ابد دم ز وفای تو زنم گر نزنم
۵
جان من جرعهٔ عشق تو نریزد بر خاک
۶
مگر آنروز که در خاک بریزد بدنم
۷
گر مرا با تو بزندان ابد حبس کنند
۸
طره‌ات گیرم و زنجیر به هم درشکنم
۹
بار سر چند کشم بی سر زلفت بردوش
۱۰
وقت آنست که در پای عزیزت فکنم
۱۱
چون سر از خوابگه خاک برآرم در حشر
۱۲
بچکد خون جگر گر بفشاری کفنم
۱۳
آخر ای قبله صاحب‌نظران رخ بنمای
۱۴
تا رخ از قبله بگردانم و سوی تو کنم
۱۵
بر تنم یک سر مو نیست که در بند تو نیست
۱۶
گر چه کس باز نداند سر موئی ز تنم
۱۷
پیرهن پاره کنم تا تو ببینی از مهر
۱۸
تن چون تار قصب تافته در پیرهنم
۱۹
بسکه می‌گریم و بر خویشتنم رحمت نیست
۲۰
گریه می‌آید ازین واسطه بر خویشتنم
۲۱
چون کنم وصف شکر خندهٔ شور انگیزت
۲۲
از حلاوت برود آب نبات از سخنم
۲۳
چون حدیث از لب میگون تو گوید خواجو
۲۴
همچو ساغر شود از باده لبالب دهنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.