زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم
۲
عجب مستیست کش پیوسته در محراب می‌بینم
۳
اگر خط سیه کارش غباری دارد از عنبر
۴
چرا آن زلف عنبربیز را در تاب می‌بینم
۵
اگر چه واضع خطست این مقلهٔ چشمم
۶
ولیکن پیش یاقوتت ز شرمش آب می‌بینم
۷
دلم همچون کبوتر در هوا پرواز می‌گیرد
۸
چو تاب و پیچ آن گیسوی چون مضراب می‌بینم
۹
نسیم خلد یا بوی وصال یار می‌یابم
۱۰
بهشت عدن یا منزلگه احباب می‌بینم
۱۱
مرا گویند کز عناب خون ساکن شود لیکن
۱۲
من این سیلاب خون زان لعل چون عناب می‌بینم
۱۳
برین در پای برجا باش اگر دستت دهد خواجو
۱۴
که من کلی فتح خویش در این باب می‌بینم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.