زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن لب شیرین همچون جان شیرین
۲
وان شکنج زلف همچون نافهٔ چین
۳
جان شیرینست یا مرجان شیرین
۴
نافهٔ مشکست یا زلفین مشکین
۵
عاقلان مجنون آنزلف چو لیلی
۶
خسروان فرهاد آن یاقوت شیرین
۷
عارضش بین بر سر سرو ار ندیدی
۸
گلستانی بر فراز سرو سیمین
۹
من بروی دوست می‌بینم جهانرا
۱۰
وز برای دوست می‌خواهم جهان بین
۱۱
شمع بنشست ای مه بی مهر برخیز
۱۲
نالهٔ مرغ سحر برخاست بنشین
۱۳
سنبل سیراب را از برگ لاله
۱۴
برفکن تا بشکند بازار نسرین
۱۵
دلبران عاشق کشند اما نه چندان
۱۶
بیدلان انده خورند اما نه چندین
۱۷
جان بتلخی می‌دهد خواجو چو فرهاد
۱۸
جان شیرینش فدای جان شیرین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.