زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۷۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کیست که گوید ببارگاه سلاطین
۲
حال گدایان دلشکستهٔ مسکین
۳
سوخته‌ئی کو که خون ز دیده ببارد
۴
از سر سوزم چو شمع بر سر بالین
۵
در گذر ای باغبان که بلبل سرمست
۶
باز نیاید به غلغل تو ز نسرین
۷
با رخ بستان فروز ویس گلندام
۸
کس نبرد نام گل بمجلس رامین
۹
کی برود گر هزار سال برآید
۱۰
از سرفرهاد شور شکر شیرین
۱۱
عاشق صادق کسی بود که نخواهد
۱۲
ملکت کسری بجای مهر نگارین
۱۳
شمسهٔ چین نیست در تصور اورنگ
۱۴
جز رخ گلچهر ماهروی خورآئین
۱۵
مرغ دل از زلف دلبران نبرد جان
۱۶
کبک نیابد امان ز چنگل شاهین
۱۷
منکر خواجو مشو که اهل نظر را
۱۸
روی بتان قبله است و کیش مغان دین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.