غزل شمارهٔ ۸۴۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه خوش باشد دمی با دوستداری
۲
نشسته در میان لاله زاری
۳
اگر نبود نسیم زلف خوبان
۴
نروید گلبنی بر جویباری
۵
وگر سودای گلرویان نباشد
۶
نخواند بلبلی بر شاخساری
۷
کنارم زان از آب دیده دریاست
۸
که هجران را نمیبینم کناری
۹
خیالی گشتم از عشقش ولیکن
۱۰
ندارم جز خیالش راز داری
۱۱
فراق جان ز تن آن لحظه باشد
۱۲
که یاری دور میماند ز یاری
۱۳
نشاید گفت خواجو پیش هر کس
۱۴
غم عشقش مگر با غمگساری
