غزل شمارهٔ ۸۴۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هیچ شکر چو آن دهان دیدی
۲
هیچ تنگ شکر چنان دیدی
۳
آن زمانت که در کنار آمد
۴
جز کمر هیچ در میان دیدی
۵
در چمن همچو شمع مجلس ما
۶
طوطئی آتشین زبان دیدی
۷
راستی را شمائل قد او
۸
هیچ در سرو بوستان دیدی
۹
دل رباتر ز زلف و عارض او
۱۰
شاخ سنبل بر ارغوان دیدی
۱۱
در فغانم ز دست قاتل خویش
۱۲
کشته را هیچ در فغان دیدی
۱۳
همچو غرقاب عشق او خواجو
۱۴
هیچ دریای بیکران دیدی
