زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گر بفریب می‌کشی ور بعتاب می‌کشی
۲
دل به تو می‌کشد مر از آنکه لطیف و دلکشی
۳
آب حیات می‌برد لعل لب چو آتشت
۴
و آب نبات می‌چکد زان لب لعل آتشی
۵
حاصل من ز خط تو نیست به جز سیه رخی
۶
پایهٔ من ز زلف تو نیست به جز مشوشی
۷
تیر ترا منم هدف گر تو خدنگ می‌زنی
۸
تیغ ترا منم سپر گر تو اسیر می‌کشی
۹
زلف تو در فریب دل چند کند سیه‌گری
۱۰
چشم تو در کمین جان چند کند کمانکشی
۱۱
چون دم خوش نمی‌زنم بی لب لعل دلکشت
۱۲
بار غم تو چون کنم گر نکشم به ناخوشی
۱۳
خواجو از آتش رخش آب رخت بباد شد
۱۴
زانکه چو زلف هندویش بر سر آب و آتشی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.