زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یا ملولا عن سلامی انت فی‌الدنیا مرامی
۲
کلما اعرضت عنی زدت شوقا فی غرامی
۳
گر چه مه در عالم آرائی ز گیتی بر سر آمد
۴
کی تواند شد مقابل با رخت از ناتمامی
۵
طوطی دستانسرا شد مطرب از بلبل نوائی
۶
مطرب بستانسرا شد طوطی از شیرین کلامی
۷
پخته‌ئی کوتا بگوید واعظ افسرده دلرا
۸
کی ندیده دود از آتش ترک گرمی کن که خامی
۹
صید گیسوئی نگشتی زان سبب ایمن ز قیدی
۱۰
دانهٔ خالی ندیدی لاجرم فارغ ز دامی
۱۱
درس تقوی چند خوانی خاصه بر مستان عاشق
۱۲
وز فضیلت چند گویی خاصه با رندان عامی
۱۳
گر به بدنامی برآید نام ما ننگی نباشد
۱۴
زانکه بدنامی درین ره نیست الا نیک نامی
۱۵
عارض بین خورده خون لاله در بستانفروزی
۱۶
قامتش بین برده دست از نارون در خوش خرامی
۱۷
تاجداری نیست الا بر در خوبان گدائی
۱۸
پادشاهی نیست الا پیش مهرویان غلامی
۱۹
ساکن دیر مغانرا از ملامت غم نباشد
۲۰
زانکه در بیت‌الحرام اندیشه نبود از حرامی
۲۱
بت پرستان صورتش را سجده می‌آرند و شاید
۲۲
گر کند خواجو بمعنی آن جماعت را امامی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.