غزل شمارهٔ ۸۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی
۲
رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی
۳
با کمال قدرتت بر عرصهٔ ملک قدم
۴
هر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی
۵
طور سینا با تجلی جمالت ذرهئی
۶
پور سینا در بیان کبریایت ابکمی
۷
کاف و نون از نسخهٔ دیوان حکمت نکتهئی
۸
بحر و کان از موج دریای عطایت شبنمی
۹
از قدم دم چون توانم زد که در راه تو هست
۱۰
ز اول صبح ازل تا آخر محشر دمی
۱۱
ای بتیغ ابتلایت هر شکاری شبلئی
۱۲
وی بمیدان بلایت هر سواری ادهمی
۱۳
تشنگانرا از تو هر زهری و رای شربتی
۱۴
خستگانرا از تو هر زخمی بجای مرهمی
۱۵
رفته هر گامی بعزم طور قربت موسیئی
۱۶
خورده هر جامی ز دست ساقی شوقت جمی
۱۷
هر بتی در راهت از روی حقیقت کعبهئی
۱۸
هر نمی از ناودان چشم خواجو زمزمی
