زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خواجوی کرمانی · غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۰۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی
۲
با رخ آن جان جهان آرزوی جان چکنی
۳
آن گل رخسار نگر نام گلستان چه بری
۴
وان قد و رفتار نگر سرو خرامان چکنی
۵
باده خور و شاد بزی انده گیتی چه خوری
۶
حکمت یونان به طلب ملکت یونان چکنی
۷
از سر هستی بگذر از سر مستی چه روی
۸
دست بدار از سر و زر این همه دستان چکنی
۹
در گذر از ظلمت دل غرق سیاهی چه شوی
۱۰
واب خور از مشرب جان چشمهٔ حیوان چکنی
۱۱
بی‌سببی ترک من ای ترک پریرخ چه دهی
۱۲
بی‌گنهی قصد من ای خسرو خوبان چکنی
۱۳
عارض گلگون بنما دم ز گلستان چه زنی
۱۴
سنبل مشکین بگشا دستهٔ ریحان چکنی
۱۵
گر نزنی بر صف دل خنجر مژگان چه کشی
۱۶
ور نشوی قلب شکن بر سر میدان چکنی
۱۷
کوی تو شد قبلهٔ جان روی به بطحا چه نهی
۱۸
روی تو شد کعبهٔ دل قطع بیابان چکنی
۱۹
گر تو نئی رنج روان خون ضعیفان چه خوری
۲۰
ور تو نئی گنج روان در دل ویران چکنی
۲۱
چون همه جمعیت من در سر سودای تو شد
۲۲
کار دلم همچو سر زلف پریشان چکنی
۲۳
خیز و در میکده زن خیمه بصحرا چه زنی
۲۴
نغمهٔ خواجو بشنو مرغ خوش‌الحان چکنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.