عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ساقی قدحی شراب در دست
۲
آمد ز شراب خانه سرمست
۳
آن توبهٔ نادرست ما را
۴
همچون سر زلف خویش بشکست
۵
از مجلسیان خروش برخاست
۶
کان فتنهٔ روزگار بنشست
۷
ماییم کنون و نیم جانی
۸
و آن نیز نهاده بر کف دست
۹
آن دل، که ازو خبر نداریم
۱۰
هم در سر زلف اوست گر هست
۱۱
دیوانهٔ روی اوست دایم
۱۲
آشفتهٔ موی اوست پیوست
۱۳
در سایهٔ زلف او بیاسود
۱۴
وز نیک و بد زمانه وارست
۱۵
چون دید شعاع روی خوبش
۱۶
در حال ز سایه رخت بربست
۱۷
در سایه مجو دل عراقی
۱۸
کان ذره به آفتاب پیوست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.