عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دو اسبه پیک نظر می‌دوانم از چپ و راست
۲
به جست و جوی نگاری، که نور دیدهٔ ماست
۳
مرا، که جز رخ او در نظر نمی‌آید
۴
دو دیده از هوس روی او پر آب چراست؟
۵
چو غرق آب حیاتم چه آب می‌جویم؟
۶
چو با من است نگارم چه می‌دوم چپ و راست؟
۷
نگاه کردم و در خود همه تو را دیدم
۸
نظر چنین نکند آن که او به خود بیناست
۹
به نور طلعت تو یافتم وجود تو را
۱۰
به آفتاب توان دید کآفتاب کجاست؟
۱۱
ز روی روشن هر ذره شد مرا روشن
۱۲
که آفتاب رخت در همه جهان پیداست
۱۳
به قامت خوش خوبان نگاه می‌کردم
۱۴
لباس حسن تو دیدم به قد هریک راست
۱۵
شمایل تو بدیدم ز قامت شمشاد
۱۶
ازین سپس کشش من همه سوی بالاست
۱۷
شگفت نیست که در بند زلف توست دلم
۱۸
که هرکجا که دلی هست اندر آن سوداست
۱۹
به غمزه گر نربودی دل همه عالم
۲۰
ز عشق تو دل جمله جهان چرا شیداست؟
۲۱
وگر جمال تو با عاشقان کرشمه نکرد
۲۲
ز بهر چه شر و آشوب از جهان برخاست؟
۲۳
ور از جهان سخن سر تو برون افتاد
۲۴
سزد، که راز نگه داشتن نه کار صداست
۲۵
ندید چشم عراقی تو را، چنان که تویی
۲۶
از آن که در نظرش جمله کاینات هباست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.