عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مهر مهر دلبری بر جان ماست
۲
جان ما در حضرت جانان ماست
۳
پیش او از درد می‌نالم ولیک
۴
درد آن دلدار ما درمان ماست
۵
بس عجب نبود که سودایی شوم
۶
کیت سودای او در شان ماست
۷
جان ما چوگان و دل سودایی است
۸
گوی زلفش در خم چوگان ماست
۹
اسب همت را چو در زین آوریم
۱۰
هر دو عالم گوشهٔ میدان ماست
۱۱
با وجود این چنین زار و نزار
۱۲
بر بساط معرفت جولان ماست
۱۳
وزن می‌ننهندمان خلقان ولیک
۱۴
کس چه داند آنچه در خلقان ماست؟
۱۵
گر ز ما برهان طلب دارد کسی
۱۶
نور او در جان ما برهان ماست
۱۷
جنت پر انگبین و شیر و می
۱۸
بی‌جمال دوست شورستان ماست
۱۹
گرچه در صورت گدایی می‌کنیم
۲۰
گنج معنی در دل ویران ماست
۲۱
هاتف دولت مرا آواز داد:
۲۲
کین نوامی گو: عراقی، ز آن ماست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.