عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جانا، نظری، که دل فگار است
۲
بخشای، که خسته نیک زار است
۳
بشتاب، که جان به لب رسید است
۴
دریاب کنون، که وقت کار است
۵
رحم آر، که بی‌تو زندگانی
۶
از مرگ بتر هزار بار است
۷
دیری است که بر در قبول است
۸
بیچاره دلم ، که نیک خوار است
۹
نومید چگونه باز گردد؟
۱۰
از درگهت، آن کامیدوار است
۱۱
ناخورده دلم شراب وصلت
۱۲
از دردی هجر در خمار است
۱۳
مگذار به کام دشمن ، ای دوست
۱۴
بیچاره مرا ، که دوستدار است
۱۵
رسواش مکن به کام دشمن
۱۶
کو خود ز رخ تو شرمسار است
۱۷
خرم دل آن کسی، که او را
۱۸
اندوه و غم تو غمگسار است
۱۹
یادیش ازین و آن نیاید
۲۰
آن را که، چو تو نگار، یار است
۲۱
کار آن دارد، که بر در تو
۲۲
هر لحظه و هر دمیش بار است
۲۳
نی آنکه همیشه چون عراقی
۲۴
بر خاک درت چو خاک خوار است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.