عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
رخ نگار مرا هر زمان دگر رنگ است
۲
به زیر هر خم زلفش هزار نیرنگ است
۳
کرشمه‌ای بکند، صدهزار دل ببرد
۴
ازین سبب دل عشاق در جهان تنگ است
۵
اگر برفت دل از دست، گو: برو، که مرا
۶
بجای دل سر زلف نگار در چنگ است
۷
از آن گهی که خراباتیی دلم بربود
۸
مرا هوای خرابات و باده و چنگ است
۹
بدین صفت که منم، از شراب عشق خراب
۱۰
مرا چه جای کرامات و نام یا ننگ است؟
۱۱
بیار ساقی، از آن می، که ساغر او را
۱۲
ز عکس چهرهٔ تو هر زمان دگر رنگ است
۱۳
بریز خون عراقی و آشتی وا کن
۱۴
که آشتی بهمه حال بهتر از جنگ است

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.