عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
۲
کی آخر از فراموشی کنی یاد؟
۳
نپندارم که هجرانت گذارد
۴
که از وصل تو دلتنگی شود شاد
۵
چنین دانم که حسنت کم نگردد
۶
اگر کمتر کند ناز تو بیداد
۷
ز وصل خود بده کام دل من
۸
که از بیداد هجر آمد به فریاد
۹
بیخشای از کرم بر خاکساری
۱۰
که در روی تو عمرش رفت بر باد
۱۱
نظر کن بر دل امیدواری
۱۲
که بر درگاه تو نومید افتاد
۱۳
بجز درگاه تو هر در که زد دل
۱۴
عراقی را ازان در هیچ نگشاد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.