Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز اشتیاق تو، جانا، دلم به جان آمد
۲
بیا، که با غم تو بر نمی‌توان آمد
۳
بیا، که با لب تو ماجرا نکرده هنوز
۴
به جای خرقه دل و دیده در میان آمد
۵
به چشم مست تو گفتم: دلم به جان آید
۶
لب تو گفتا: اینک دلت به جان آمد
۷
بدید تا نظر از دور ناردان لبت
۸
بسا که چشم مرا آب در دهان آمد
۹
نیامد از دو جهان جز رخ تو در نظرم
۱۰
از آنگهی که مرا چشم در جهان آمد
۱۱
ز روشنایی روی تو در شب تاریک
۱۲
نمی‌توان به سر کوی تو نهان آمد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.