غزل شمارهٔ ۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آشکارا نهان کنم تا چند؟
۲
دوست میدارمت به بانک بلند
۳
دلم از جان نخست دست بشست
۴
بعد از آن دیده بر رخت افکند
۵
عاشقان تو نیک معذورند
۶
زانکه نبود کسی تو را مانند
۷
دیدهای کو رخ تو دیده بود
۸
خواه راحت رسان و خواه گزند
۹
ای ملامت کنان مرا در عشق
۱۰
گوش من نشنود ازین سان پند
۱۱
گرچه من دور ماندهام ز برت
۱۲
با خیال تو کردهام پیوند
۱۳
آن چنان در دلی که پنداری
۱۴
ناظرم در تو دایم، ای دلبند
۱۵
تو کجایی و ما کجا هیهات!
۱۶
ای عراقی، خیال خیره مبند