غزل شمارهٔ ۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
این درد مرا دوا که داند؟
۲
وین نامهٔ اندهم که خواند؟
۳
جز لطف توام که دست گیرد؟
۴
جز رحمت تو کهام رهاند؟
۵
بنمای رخت به دردمندی
۶
تا بر سر کوت جان فشاند
۷
آیا بود آنکه بیدلی را
۸
لطف تو به کام دل رساند؟
۹
افتادم بر در قبولت
۱۰
امید که از درم نراند
۱۱
کار دل من عنایت تو
۱۲
گر بهتر ازین کند، تواند
۱۳
مهری ز قبول بر دلم نه
۱۴
کین قلب کسی نمیستاند
۱۵
چون حلقه برین دری، عراقی
۱۶
میباش و مگرد، بو که داند