Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۹۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن را که غمت ز در براند
۲
بختش همه دربدر دواند
۳
وآن را که عنایت تو ره داد
۴
جز بر در تو رهی نداند
۵
وآن را که قبول عشقت افتاد
۶
جان را بدهد، غمت ستاند
۷
عاشق که گذر کند به کویت
۸
جان پیش سگ درت فشاند
۹
با وصل بگو که: عاشقان را
۱۰
از دست فراق وارهاند
۱۱
بیچاره دلم که کشتهٔ توست
۱۲
دور از رخ تو نمی‌تواند
۱۳
بویی به نسیم کوی خود ده
۱۴
تا صبحدمی به دل رساند
۱۵
کین مرده به بوت زنده گردد
۱۶
وز عشق رخت کفن دراند
۱۷
مگذار که خسته دل عراقی
۱۸
بی‌عشق تو عمر بگذراند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.