Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
۲
که ناگه دامن از من درکشیدی
۳
چه افتادت که از من برشکستی؟
۴
چرا یکبارگی از من رمیدی؟
۵
به هر تردامنی رخ می‌نمایی
۶
چرا از دیدهٔ من ناپدیدی؟
۷
تو را گفتم که: مشنو گفت بد گوی
۸
علی‌رغم من مسکین شنیدی
۹
مرا گفتی: رسم روزیت فریاد
۱۰
عفا الله نیک فریادم رسیدی!
۱۱
دمی از پرده بیرون آی، باری
۱۲
که کلی پردهٔ صبرم دریدی
۱۳
هم از لطف تو بگشاید مرا کار
۱۴
که جمله بستگی‌ها را کلیدی
۱۵
نخستم برگزیدی از دو عالم
۱۶
چو طفلی در برم می‌پروریدی
۱۷
لب خود بر لب من می‌نهادی
۱۸
حیات تازه در من می‌دمیدی
۱۹
خوشا آن دم که با من شاد و خرم
۲۰
میان انجمن خوش می‌چمیدی
۲۱
ز بیم دشمنان با من نهانی
۲۲
لب زیرین به دندان می‌گزیدی
۲۳
چو عنقا، تا به چنگ آری مرا باز
۲۴
ورای هر دو عالم می‌پریدی
۲۵
مرا چون صید خود کردی، به آخر
۲۶
شدی با آشیان و آرمیدی
۲۷
تو با من آن زمان پیوستی، ای جان
۲۸
که بر قدم لباس خود بریدی
۲۹
از آن دم بازگشتی عاشق من
۳۰
که در من روی خوب خود بدیدی
۳۱
من ار چه از تو می‌آیم پدیدار
۳۲
تو نیز اندر جهان از من پدیدی
۳۳
مراد تو منم، آری، ولیکن
۳۴
چو وابینی تو خود خود را مریدی
۳۵
گزیدی هر کسی را بهر کاری
۳۶
عراقی را برای خود گزیدی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.