Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عراقی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
همی گردم به گرد هر سرایی
۲
نمی‌یابم نشان دوست جایی
۳
وگر یابم دمی بوی وصالش
۴
نیابم نیز آن دم را بقایی
۵
وگر یک دم به وصلش خوش برآرم
۶
گمارد در نفس بر من بلایی
۷
وگر از عشق جانم بر لب آید
۸
نگوید: چون شد آخر مبتلایی؟
۹
چنان تنگ آمدم از غم که در وی
۱۰
نیابی خوشدلی را جایگایی
۱۱
عجب زین محنت و رنج فراوان
۱۲
که چون می‌باشد اندر تنگنایی؟
۱۳
ازین دریای بی‌پایان خون خوار
۱۴
برون شد کی توان بی‌آشنایی؟
۱۵
مشامم تا ازو بویی نیابد
۱۶
نیابد جان بیمارم شفایی
۱۷
مرا یاری است، گر خونم بریزد
۱۸
نیارم خواست از وی خون بهایی
۱۹
غمش گوید مرا: جان در میان نه
۲۰
ازین خوشتر شنیدی ماجرایی؟

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.